|
دلایل عقلی حقانیت خلیفه رسول الله(1)
|
|
به نام الله
من میخواهم دراین پست به چنددلیل بپردازم که ازدیدگاه عقل ومنطق منطبق بابیانات تشیع دراحقانیت مولاعلی علیه السلام برمسندخلیفه رسول الله است. دلیل اول:آنکه،امام بایدکه اوراکفردرنیافته باشدوهیچ رسولی نبوده که بعدازوی خلیفه وی کسی باشدکه لمحه ای مشرک بوده،چه جای آنکه مدتها درکفروشرک گذرانیده باشد وبعدازچهل سال،ترک سجده بت کرده،ایمان آورده باشدوچون هرگزاززمان آدم تا حال این چنین چیزی واقع نشده،پس بعدازپیغمبرخداکه افضل رسل است وخاتم انبیاء،چگونه شایدکه واقع شودباوجودمولاعلی که طوایف امت اتفاق دارندیک لحظه هم مشرک نبوده؟ دلیل دوم:آنکه،هیچ رسولی ازدنیا نرفت،مگرآنکه یکی ازذریه واقربای او خلیفه وقائم مقام اوبودند،چنانچه آدم راشیث-که هبت الله لقب داشت-وازشیث تاادریس وازاوتا به نوح ونوح را پسراوسام،وازهرپدری به پسری تاابراهیم وازابراهیم به اسماعیل واسحاق وازاسحاق به یعقوب وازیعقوب به یوسف وموسی راهارون درحالت حیات ویوشع بن نون بعدازوفات که ابن عمش بودوداوودراسلیمان وعیسی راپسرخاله اش شمعون وزکریا رایحیی....پس رسول مانیزبایدخلیفه ازذریه اوباشدوانبیاء هرچه کرده اندبه فرموده ی خدابوده وخدای تعالی درقرآن به رسول خودخطاب فرموده که:«سنه من ارسلناقبلک من رسلنا»(اسرا-77)یعنی تونیزبرسنت انبیاء قائل باش وازسنت منظورشریعت نبودکه گویندمنسوخ شده باشد،پس بایدمراد«عدل»و«نبوت»و «امامت»باشدوجای دیگرمیفرماید«واتبعوامله ابراهیم حنیفا»(آل عمران-95)یعنی تابع ملت ابراهیم باشیدوپیروی دین ومذهب اوبکنیدوابراهیم رابه موجب«ذریه بعضهامن بعض»(آل عمران-34)خلیفه ازذریه اوبود.پس بااین اوصاف بایدرسول خدارانیزخلیفه ازذریه ایشان باشد. دلیل سوم:آنکه،دراین هفتادوسه مذهب یاهفتصدوچندمذهب-علی اختلاف العقیدتین که امت پیغمبرخدابه آن متفرق ومنقسم شده اند،هیچ کس نیست که مداح وثناگوی آن حضرت نباشد،یادرامامت اوشکی وشبهه ای داشته باشدوهیچ یک درخلافت اوخلافی نکرده اند،اگرهمه یک روزباشد،بلی خلافی که هست دراین است که آیا بی فاصله امام است یابافاصله؟پس درامامت اواجماع واتفاق است،ازآنکه اختلاف به مختلف فیه نماید،چنانچه مشهوراست که شخصی ازعارفی پرسیدکه چه فرق است میان مولاعلی وابوبکر؟گفت ازاینجاقیاس حال هردومیتوان کردکه مولاعلی دراختلاف است که آیاخداست وسزاوارپرستش یابنده است ولایق امامت؟ودرابابکرنزاع است آیا ایمان درست به خداورسول خداداشت ویاهنوزدر کفر باقی ماند؟درهردوصورت عقلااختلاف دارند.حال شماخودمیان هردوتمیزکن. دلیل چهارم:آنکه،جمیع اهل ملل،بلکه جمیع اهل عالم رااتفاق است درآنکه حضرت مولاعلی راجمیع صفات کمال از«زهد»و«ورع»و«تقوی»و«سخاوت»و«علم» و«عصمت» و«شجاعت»و«عدالت»و«قرابت رسول خدا»رادارابوده اند.همچنین اتفاق است درنامعصومی ابوبکرودرآنکه چهل وشش سال مشرک بوده،پش بعدازآن اسلام آوردو درعدالتش اختلاف است.جمعی دعوای عدالت وصلاحش میکنندبعدازاسلام وطایفه آن رامنکرند.ومیگویند:اگرصلاح داشتی وعادل بودی به ناحق برصاحب حق تقدم نمی کردی وفدک مولاتی فاطمه راغصب نمی کردی وخالدولیدرابرقبیله مالک نمی گماشتی وبعدازآنکه زنابراوثابت شد،دراجرای حدبراواغماص نمیکردی.!! ودروقت مرگ،اقراربرآنکه خلافت حق مولاعلی بودکردی،حال بااین همه اوصاف اقتدابه کسی نمودن که جزم ویقین درعدالت وصلاحش باشدبرتروبهتروبالاتراست ازاقتدابه کسی کردن که در عدالتش اختلاف باشدوخصم چون اثبات عدالت اوتواندکردوحال آنکه مذهبش تجویز نمودن معصیت برانبیاءباشدونزداوبدننمایدکه دروقت مرگ حق تعالی ایمان را ازبنده بازستاندوکفربه وی دهد.
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
پنجشنبه دوم مهر 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
شهادت مولی الموحدین علی ابن ابیطالب
|
|
به نام الله مهربان وبخشنده
چهره ی علی علیه السلام درهاله ای اثیری ازعدالت وانسان دوستی، هرلحظه برزندگی بشر میتابد،وخون عدالت که به هنگام«نمازصبح» ازپیشانی نورانی اوبرمحراب ریخت،هربامدادخورشیدرابیدارمیکندتافریادعلی علیه السلام را همگان بشنوند....عدالت....عدالت....عدالت..........عدالت. بدلیل ناتوانی ام وشوروشعفی که به هنگام نام بردن مولاعلی درمن ایجادمیشودمراازنوشتن درباره ی وصی رسول خدا بازمیدارد،امامیبایست نوشت.من به دوتن تبریک وبه دوتن تسلیت میگویم.به شهادت تبریک میگویم که باشهادت مولاعلی بالارفت وعزت یافت وبه خودمولاعلی تبریک میگویم که رستگارشدوبه آرزوی خودلقاء الله رسیدورهایی اش ازدست مردم کوته بین واحمق وظاهربین روزگارخویش.وبه مولاصاحب الزمان روحی فداه تسلیت میگویم چون اوست که میداندمولاعلی چه کشیدازاین مردم زبون وپست.وبه خودم آری به خودم تسلیت میگویم که حق مراشهیدکردند،کسی نتوانست حق مولاعلی رابگیردچون مولاعلی خود حق است این حق من مسلمان قرن14است که خورده شد.لعنت میفرستم به آنانکه حق من ومن ها را گرفتند. این رانوشته بودم امابازمینویسم:یک مستشرق غربی میگفت:من فرق مولاعلی وعمربن خطاب راهنگامی خوب فهمیدم که فهمیدم مولاعلی هنگام ضربت خوردن فرمودبسم الله وباالله علی مله رسول الله،فزت ورب الکعبه. یعنی به نام خداوبرای خداوبرملت رسول خدا،به خدای کعبه رستگارشدم اماعمر هنگام ضربه خوردن گفت:این مجوسی به من ضربه زد..آیاتفاوتی احساس نمیکنیددرشعوروخدایی بودن مولاعلی وعمر،مطمئنااین تفاوت بسیارزیادگفتاربه این مضمون میخوردکه مولاعلی امام است وافضل انسانهاپس ازرسول خداوعمرهمان افکارجاهلیت رادر خود دارد.این قطره ای است ازتفاوت مه من(شیعه)بامه اهل سنت. لعنت خدا برآنانکه برمحمدواهل بیتش ظلم کردندوحق مراگرفتند.
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
عقیده ی دوگروه درباره خدای تعالی
|
|
به نام خداوندبی شریک وصمد،احد
دراینجامن به عقایداهلسنت وتشیع نسبت به خدای سبحان ونبوت وامامت میپردازم ابتدادرموردالله تعالی. درپرانتزکه بعضی مراوامیرعلی رایکی میخواننددوستان عزیزچون شماتازه واردوبلاگ این حقیرشده ایدبرشماخورده نمیگیرم والبته نقصیرجناب امیرعلی همه هست چون هروقت من برای اوپیامی میگذارم جوابی به من نمیدهد. مهمترین بحثی که دراینباره موردبحث وگفتگوقرارمیگیرد،رویت خدای تعالی است که اهل سنت وجماعت آن رابرای تمام مومنین درآخرت ،ثابت میدانندوهنگامیکه صحاح اهل سنت رامانندبخاری ومسلم رامیخوانیم،روایتهایی رامیبینیم که رویت راحقیقت میدانندنه اینکه حمل برمجازکنندبلکه بالاتراینکه خداوندراموردتشبیه قرارمیدهندواینکه مثلاخداوند میخنددوراه میرودوبه آسمان دنیانزول میکندوگاهی ران خودرانشان میدهدکه درآن علامت مخصوصی است ویااینکه پایش رادرجهنم میگذاردوناگهان جهنم پرمیشود!!وغیرازاین اوصاف واشیائی که خدای عزوجل ازامثال آنهامنزه است(منبع اوصاف درموردخدا:صحیح بخاری ج9ص158،156،159___صحیح مسلم ج1ص166) ودراینجاخاطره ایی که به صورت مناظره بوده راازدکترتیجانی نقل میکنم:یادم می آیددرشهرآمودرکنیابودم امام جماعتی راازوهابیان دیدم که درون مسجدبانمازگزاران به نمازایستاده بودوبه آنهامیگفت:خداونددودست ودوپاو دوچشم ویک صورت دارد!من اعتراض کردم فورابااین آیه قرآن(مائده-64) استدلال کردکه میفرماید:یهودیان گفتند که دست خدابسته است ،وبواسطه ی این گفتارشان دستشان بسته شدوبه لعنت خداگرفتارشدند،بلکه دودست خدابازوگشاده است.»وهمچنین این آیه راخواند(رحمن-26،25):«هرکه برروی زمین میجنبد،فانی وهلاک شده است،تنها ذات با جلال وغظمت پروردگارت هست که باقی میماند.»گفتم برادر!این آیاتی راکه تلاوت کردی وبه آنهااستدلال نمودی،معانی مجازی دارندنه معانی حقیقی.پاسخ داد:همه قرآن حقیقت است وهیچ مجازی درآن راه ندارد!گفتم:پس شماچه تفسیرمیکنیداین آیه راکه میفرماید:(اسرا-72)«وهرکه دراین دنیاکورونابینا بوددرآخرت نیزنابیناوگمراه ترخواهدبود.»آیا این آیه راهم حمل برمعنای حقیقی میکنید؟پس هرکه دراین دنیانابینا است درآخرت هم بایدنابینا باشد؟شیخ پاسخ داد:ما بحث درباره دست خدا وچشم خداوصورت خداداریم واین ربطی بانابینایان ندارد!!گفتم:ازاین هم میگذریم!همان آیه که خودتان استدلال کردیدکه میفرماید(الرحمن-25،26) نظرشمادرتفسیراین آیه چیست؟فوراروبه حاضران کرده گفت:کدام یک ازشمامعنی این آیه رانمیداند؟این آیه روشن است،مانندقول خدای سبحان که میفرماید:همه چیزهلاک شده است جز وجه خدایتعالی.گفتم:توکه بدترکردی!برادر!من وشمادرباره قرآن باهم اختلاف داشتیم،تو ادعا کردی قرآن همه اش حقیقی است،وهیچ مجازی درآن وجودنداردومن ادعاکردم که درقرآن معانی مجازی وجود داردخصوصاآیاتی که ظهوردرتجسیم وتشبیه خداونددارد:واگرشمااصراربرنظرخوددارید،پس ناچاریدبپیذریدکه همه چیز هلاک میشودجزصورت خداوندو معنایش این است که دستان وپاهاوتمام جسم خدانیزهلاک ونابودمیشودفقطصورتش باقی میماند-که خداوند پاک ومنزه است ازاین نسبت ها-آنگاه روبه حاضران کرده وگفتم:آیاشماباین تفاسیرراضی میشوید؟!همه سکوت کردندوحتی شیخ سخنرانشان هم نتوانست هیچ پاسخی بدهد آری ای دوستان عقیده اهل سنت درموردخداونددرسخنانشان وصحیحشان آمده است وتازه آنهاایمان یه رویت ودیدارخوادندسبحان درآخرت دارندومعتقدندهیچ پرده وحایلی مانع ازدیدارش نیست.وااسفا!!!! واماعقیده ی شیعیان رادرموردخداوندواحدوسبحان رامیگویم تاروانتان آرام وذهنتان پذیراگرددکه بایدآیات قرآنی راکه،ظهوردرتجسیم یاتشبیه خدای تعالی دارندتاویل نموده وآنهاراحمل برمجازواستعاره کرد،نه برحقیقت وظاهرالفاظ همانطورکه اهل سنت پنداشته اند. حضرت مولاعلی روحی فداه دراین باره میفرماید:حمدخداوندی راسزا است که بلندهمتان پی به حقیقتش نمیبرندوزیرکها اورادرک نمیکنند،هموکه صفتش رانهایتی ومرزی نیست ونه خوداوراصفتی است ثابت وموجودونه اوراوقتی است شمارش شده ونه اورامدتی است طورلانی ودراز. حضرت مولاامام باقرروحی فداه درردبرمشبهه(تشبیه کنندگان خداوند)میفرماید:هرچه ما آن رابااندیشه ها واوهام خوددردقیقترین معنیش،تشخیص میدهیم،مخلوق ذهن ما است ومانندخودماساخته شده است وبه ما بازمیگردد.»کافی است که دراین موردسخن خدای سبحان رادرقرآن کریم مودراستدلال قراردهیم. «لیس کمثله شی»ماننداوهیچ چیزنیست(شوری-11)«لاتدرکه الابصار»دیدگان اورانمیبینند.(انعام-103) وسخن خداباپیامبرش حضرت موسی:(اعراف-143)«حضرت موسی گفت پروردگارا،بگذارتراببینم،خداوندفرمود:تو هرگزمرانمیتوانی مراببینی. همه اینها دلیلهایی است قاطع ومحکم برصحت سخن ماشیعیان،چرا؟چونکه ماشیعیان جرسخنان ائمه اهل بیت علیهم السلام که معدن علم وجایگاه رسالت ووارثان علم کتاب اندچیزی نمیگوییم.
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
جمعه ششم شهریور 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
دلایلی بربودن امام مولاصاحب الزمان درغیبت
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم روایت صحیحی که ثقه الاسلام کلینی درکتاب کافی ازحضرت امام جوادعلیه السلام آورده است که فرمود:مولاامیرالمومنین علیه السلام همراه مولاحسن بن علی علیه السلام درحالیکه به دست حضرت سلمان تکیه کرده بود،واردمسجدالحرام شدندونشستندکه ناگاه مردی خوش قیافه وخوش لباس آمدو برمولاامیرالمومنین علی سلام کردوخدمت آن حضرت نشست.آن بزرگوارجواب سلام اورادادند.سپس گفت:یاامیرالمومنین من ۳مساله ازتومیپرسم اگرپاسخ آن هارادادی خواهم دانست که این مردم درکارتو خلافی بزرگ مرتکب شده اندکه دردنیا وآخرت مسوول آنندوگرنه میفهمم که توباآنان مساوی هستی وهیچ امتیازی برایشان نداری.مولاعلی فرمود:هرچه میخواهی سوال کن.عرضه داشت بگوببینم الف)وقتی انسان میخوابدروحش به کجامیرود؟ب)فراموشی ویادآوری چگونه برانسان دست میدهد؟ج)چطورمیشودکه فرزندان انسان به عموهایادایی های خودشباهت می یابند؟پس امیرمومنان روبه مولاحسن کرده فرمودجوابش رابده.مولاامام مجتبی چنین پاسخ داد:درجواب سوال الف:جوابش این است که روح وابسته به بادوبادوابسته به هواست تا وقتی که صاحبش برای بیدارشدن نجنبد.پس اگرخداونداجازه دهدکه روح به صاحبش برگردد،روح آن بادرامیکشدوبادهوارا،پس روح بازمیگرددودرپیکر صاحبش استقرارمی یابد،ولی اگرخداوندمتعال اجازه ی بازگشت روح را ندهدهوابادراوبادروح راخواهد کشیدوخواهدبردتاروزمحشربه صاحبش بازنگردد.واماراجع به یادوفراموشی:دل هرکس درمحفظه ای است که برآن سرپوشی نهاده شده،هرگاه درآن حال برمحمدوآل محمدصلوات فرستدآن سرپوش ازآن محفظه برداشته خواهدشدودل پرتومییابدآنچه فراموش کرده بودبه یادمی آورد.ولی اگربرمحمدوآل اوصلوات نفرستد یاازآن کم نهدسرپوش برآن محفظه محکم شوددلش تار،وآنچا درنظرداشت فراموش گردد.واماآنچه راجع به نوزادپرسیدی:بدان که:هرگاه مرددرحال آرامش باهمسر خوددرآمیزدنطفه دررحم واقع شده وفرزندمانند پدرومادربرآبد،ولی اگردرحالی که آرامش نداردورگها آسوده نیست آمیزش کند،نطفه پریشان گردیده ومی لغزد،پس اگربررگی افتدکه ازعمواست مانندعموبرآید،واگبررگی که ازدایی است واقع شودبه دایی خواهد رفت.آن مردگفت:من شهادت میدهم جزالله خدایی نیست وهمیشه برآن گواه بوده ام وگواهی میدهم که محمدصلی الله علیه وآله رسول خداست وهمیشه برآن شاهدبوده ام..شهادت میدهم تووصی رسول خدا وقائم به حجت اوهستی.وبه امیرمومنان اشاره کردوگواهم که توجانشین وقائم به حجت اوهستی وبه امام حسن اشاره کردوگواهم که حسین بن علی وصی برادرخودوقائم به حجت اوست بعدازاو،وعلی بن حسین قائم به امامت حسین است بعدازاو،ومحمدبن علی قائم به امامت علی بن الحسین وجعفربن محمدقائم به امامت محمداست وموسی بن جعفرقائم به امامت جعفربن محمداست وعلی بن موسی قائم به امامت موسی بن جعفراست ومحمدبن علی قائم به امامت علی بن موسی است وعلی بن محمدکه قائم به امامت محمدبن علی است وحسن بن علی که قائم به امامت علی بن محمداست وگواهی میدهم به مردی که فرزندحسن است وبه کنیه ونام تعبیرنشودتا این که امراوظاهرگرددوزمین راازعدالت پرکندچنانکه ازظلم وستم پرشده باشد،درودورحمت وبرکات خدابرتوبادیاامیرالمومنین!! سپس برخاست ورفت امیرمومنان فرمودای ابومحمددرپی این مردبروببین کجا میرود،مولاحسن رفت وبرگشت وفرمود:جزاین نبودکه پای راازمسجدبیرون گذاشت ومن ندانستم به کجای زمین خدارفت وامیرمومنان فرمود:ابومحمداورامیشناسی؟مولاحسن گفت:خداورسولش وامیرمومنان داناترند. فرمود: اوخضرنبی بود.
این داستانی راکه نوشتم دلیلی براثبات امامت مولایم صاحب الامرروحی فداه بودکه خضرنبی شهادت بر امامت امامان دادندوچندحدیث متواتررامینگارم بروجودحضرت قائم روحی فداه درغیبت ولی درابتدا یک روایت دراصول کافی ج۲ص۲۴۹به نقل ازمولاجعفرعلیه السلام که بیانگراین است که معرفت وشناخت به ائمه ازواجبات است،. خبرصحیح ازمعاویه بن عماراست که:حضرت صادق درباره آیه ی مبارکه ۱۸۰سوره اعراف(ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها)وبرای خداوندنیکوترین نام هاست،پس اوراباآن ها بخوانید.فرمودبه خداقسم،ما آن اسماء حسنی(نیکوترین نامها)هستیم که خداوندهیچ عملی راازبندگان نمی پذیرد،مگرباشناخت ومعرفت ما. درکمال الدین ج۱ص۲۸۶ ازپیغمبراکرم آمده که فرمود:مهدی ازفرزندان من است،نام اونام من وکنیه اش کنیه من است،شبیه ترین مردم ازلحاظ خلق وخلق به من است،اوراغیبت وحیرتی است که درآن امتها گمراه میشوند،سپس اومانندستاره ای درخشان خواهدآمدزمین راازقسط وعدل پرمیکندچنانچه ازستم پرشده باشد. ونیزدرکمال الدین ج۱ص۲۸۶ازپیامبراکرم منقول است که فرمودند:خوشا بحال کسی که قائم مارادرک کنددرحالی که هنگام غیبت وپیش ازقیامش به اواقتداکندودوستانش رادوست بداردوازدشمنانش بیزاری جوید،که اوازهمراهان ودوستان من گرامی ترین امتم درروزقیامت خواهدبود.
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
اميرالمومنين(ع)به مذهب اهل بيت دعوت ميكند
|
|
اميرمومنان عليه السلام ميفرمايد: كجا ميرويدوروبه كدام طرف ميكنيد،پرچمهاي حق برپااست ونشانه هاي آن آشكاراست وچراغهاي هدايت نصب گرديده است،گمراهانه به كجا ميرويد؟چگونه سرگردان هستيد؟درحاليكه عترت پيامبردربين شما هستند،آنها زمامهاي حقندوپرچمهاي دين وزبانهاي صدق آنهارادربهترين جايي كه قرآن راحفظ ميكنيدجاي دهيد(دردلهاوقلوب پاك خود)وهمچون تشنگان براي سيراب شدن به سرچشمه زلال آنهاهجوم آوريد. اي مردم اين حقيقت راازخاتم پيامبران بياموزيدكه(هركس ازماميميرددرحقيقت نمرده است،وهركس ازما كهنه ميشوددرواقع كهنه نشده است.پس آنچه نميدانيدمگوييد،زيرابسياري ازحقايق درهمان چيزهايي است كه شماانكارميكنيد،وازكسي كه دليلي برضداونداريدعذرخواهي كنيد،كه من هموهستم،مگرمن بين شمابه ثقل اكبرعمل نكردم؟وثقل اصغر،عترت پيامبردربين شما باقي نگذارم؟ومگرمن پرچم ايمان درميان شمانصب نكردم؟.... ونيزآنحضرت ميفرمايد: نگاهتان به اهل بيت پيامبرتان باشدازآن سمت برويدكه آنهاميروندوگام رابجاي گام آنهابنهيد،آنهاشمارا ازراه هدايت بيرون نمي برند،وبه سرمنزل پستي سوق نميدهند،اگرسكوت كردندشما نيزسكوت كنيد،اگرقيام نمودندبپاخيزيد،ازآنهاپيش نيفتيدكه گمراه ميشويدوازآنهاعقب نمانيدكه هلاك ميگرديد.
بارديگرامام مولااميرالمومنين مردم رامتذكر ساخت: آنهاحيات علمندومرگ ناداني،حلمشان توراازعلمشان،ظاهرشان ازباطنشان،وسكوتشان ازمنطقشان، آگاه ميسازد،باحق مخالفت نميكنندودرآن اختلاف نميورزند،آنهاپايه هاي اسلامندوپناهگاه ايمني بخش،به واسطه ي آنان حق به پايگاه خويش بازگرديد،باطل ازجاي خودكنده شد،وزبان آن ازبيخ بيرون آمد،آئين الهي راخوب فهميدندوبه آن عمل كردن،نه آنكه آن رابشنوندوبه ديگران بگويند،چه اينكه راويان علم بسيارندولي كساني كه آن راخوب درك كنندكم. درخطبه ديگري ميفرمايد: شما هيچگاه رشد هدايت رانخواهيدشناخت جزآنگاه كه تارك آن رابشناسيدوبه ميثاق وپيمان قرآن متمسك نخواهيدشدجزآنگاه كه شخصي كه قران رانقض نموده بشناسيدوبه قرآن چنگ نخواهيدزدجز آنكه ازشخصي كه قرآن راپشت سرافكنده آگاه شويد،پس آن راازاهلش جويا شويد)ازهمانها كه همه ي آن اشخاص را ميشناسند)ازآنها كه زندگي دانشندومرگ جهل وناداني،آنان كساني هستندكه حكمشان شما رااز دانش وعلمشان آگاه ميسازد،سكوتشان ازمنطقشان وظاهرشان ازباطنشان شمارامطلع ميكند بادين مخالفت نميكنندودرآن اختلاف نميورزند،قرآن دربين شما شاهدي صادق وساكتي گويا است. درخطبه اي ديگرحضرت مولاعلي عليه السلام ميفرمايد: هركس ازشما دربسترخويش بميردودرشناسايي حق خدا وپيامبرصلي الله وعليه وآله واهل بيت پيامبرعارف باشد،شهيدمرده است،اجراوبرخداست ومستوجب ثواب اعمال صالحي است كه قصدداشته انجام دهد،همان نيتش جاي شمشيركشي وجهادش همگام بااهل بيت پيامبرراميگيردوحساب ميشود. اين سخناني است ازكسي كه حرف ناروا نميزندونه دروغ ميگويدكسي است كه دروازه ي علم پيامبراست كسي است كه رسول الله پايه هاي اسلام رابه كمك ايشان بنا نهاده است آري ازمولاعلي است كسي كه ضربه ي ايشان درروزجنگ خندق ازعبادت تمام جن وانس بيشتراست كسي است كه هرچه گويدكلام خداورسول خداست حال چراماكه بدنبال كلام خداورسول خدا هستيم راحق نميدانندباري ما برحقيقت نشسته ايم تاقيامت.
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
سه شنبه سی ام تیر 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
میلادمولا
|
|
نمی دانم چه بنویسم چون واقعاازمولاعلی علیه السلام نوشتن و گفتن بسیاربی حد دشوار است واقعامولا علی علیه السلام مشقتی است برای نویسنده یا گوینده ای که می خواهددرموردشخصیت بی همتای ابرمردهمه ابعاد تاریخ سخن بگوید پس من نیز درآن حد نیستم که بخواهم چیزی بنویسم لکن نتیجه گرفتم چه بهتر که بزرگی وافضیلت مولاراباسخن خود مولاعلی علیه السلام بیان کنم: قسمتی از(خطبه قاصعه) من در خردسالی بزرگان عرب رابه خاک افکندم.شجاعان دو قبیله معروف "ربیعه"و"مضر"رادرهم شکستم حتما موقعت مرانسبت به رسول خدا صلی الله علیکم و آله درخویشاوندی نزدیک ودرمقام منزلت ویژه می دانید،درحالی که کودک بودم مرادرآغوش خود می گرفت و بوی پاکیزه اورااستشمام می کردم و گاهی غذایی را لقمه لقمه در دهانم می گذاشت هرگز دروغی درگفتار من و اشتباهی در کردارم نیافت.از همان لحظه ای که پیامبر را از شیر گرفتندخداوند بزرگترین فرشته خودرا مامور تربیت پیامبر صلی الله علیکم و آله کردندتاشب و روز اورابه راه های بزرگواری،راستی و اخلاق نیکو راهنمایی کندومن همواره با پیامبرصلی الله علیکم و آله بودم چونان فرزند که همواره با مادر است.پیامبرصلی الله علیکم و آله هر روز نشانه ای تازه از اخلاق نیکو را برایم آشکارمی فرمودو به منفرمان می دادکه به او اقتدا نمایم.پیامبرصلی الله علیکم و آله چندماه ازسال رادرغار حرامی گذراند،تنها من اورامشاهده می کردم وکسی جزمن اورا نمی دید در آن روزهادرهیچ خانه ای اسلام راه نیافت جز خانه رسول خداصلی الله علیکم و آله که خدیجه هم در آن بود ومن سومین آنها بودم من نور وحی و رسالت رامی دیدم و بوی نبوت را می بوییدم من هنگامی که وحی بر پیامبر صلی الله علیکم و آله فرود می آمد ناله شیطان را شنیدم گفتم :ای رسول خدا صلی الله علیکم و آله این ناله کیست؟گفت شیطان است که از پرستش خویش مایوس گردید و فرمود ""علی تو آنچه رامن می شنوم،می شنوی وآنچه را که من می بینم،می بینی جز اینکه تو پیامبر نیستی بلکه وزیر من بوده و به راه خیر می روی"" در آن نفس که بمیرم د رآرزوی تو باشم بدان امیدجان دهم که خاک کوی تو باشم
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
دوشنبه پانزدهم تیر 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
برتری پس ازسابقه
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
درمطلب قبلی به برتری مولاعلی علیه السلام درسابقه وپیشی گرفتن دراسلام سخن نوشتم.ودراین پست به مطلب دیگری میپردازم. به نظرمن بعدازسبقت دراسلام جهاددرراه خدای سبحان برترین کاربوده است.حال میپرسم:آیا کسی ازاصحاب رامیشناسیدکه درجهادآنچه رامولاعلی علیه السلام دارابوده داشته باشد؟مابرای جواب این سوال بایدبه جنگ هارجوع کنیم پس برای یادآوری٬ جنگ بدرامثال میزنم.کشته شدگان جنگ بدرحدود شصت واندی ازمشرکان بودند.کشته شدگان به دست مولاعلی به تنهایی بیست سه یابیست دونفربوده اندکه 40نفردیگربرای دیگران بوده است.خب ابوبکروعمرکجابوده اند؟!!عمررانمیدانم!!اهل تسنن براین باورندکه ابوبکربه همراه سیدنا رسول خداصلی الله علیه وآله درمقرش بوده است تاکارها راتدبیرکند (امرهم وشوری بینهم)سوال اینجاست؟!برای رسول خداتدبیرمیکرده یاشریک رسول خدا بوده ویااینکه رسول خدانیازمندتدبیرابوبکربوده است؟!واقعا!!به خداپناه میبریم ازاینکه برتصوراهل سنت که رسول خدا نیازمندتدبیرابوبکربوده باشد؟و... این فضیلت بودن درجایگاه چیست اگرامرچنان بوده باشدمگرنه این است که هرکه درپیشگاه سیدناپیامبر شمشیرزده باشدازآنکه نشسته بوده برتراست.بنابراین آنکه شمشیرمیزده یعنی مولاعلی برآنانکه نشسته اندیعنی ابوبکروعمربرتربوده است.درکتاب خدای کریم آمده(سوره نساءآیه95): (برابرنیستندافرادبرجای نشسته ازمومنان بجرآنان که عذری داشته اند٬خداوندمجاهدان درراه خدابه اموال وجانهایشان رابرنشستگان درجه ای برتربخشیده وهمه راخداوندوعده نیکوداده وخداوندمجاهدان رابرنشستگان به پاداش عظیمی برتری داده است. ) آری ابوبکروعمربرکسانی که درصحنه حضورنداشته برتری داشتنداماآنکه جان خودرابخشیده بودوشمشیر میزد٬برترازآن دوبوده است.حال اهل تسنن میگویندابوبکراموالش رادرراه خداداده است ولی عمررانمیدانم!!من میگویم درست اما!!آیا تابحال سوره انسان راخوانده ایدتابه آیه ۸آن برسیدکه خداوندکریم میفرماید(یطعمون الطعام علی حبه مسکیناویتیماواسیرا)ونه این است این آیه هادرشان امیرالمومنین ومولی الموحدین علی علیه السلام آمده٬که مولاعلی فرموده درآنهنگامیکه مسکین ویتیم واسیررااطعام میکرد٬که من برای الله سبحانه وتعالی شماراطعام میکنیم.وآیابرادران شنیده ایدکه خداونددرکتاب خودکسی راوصف کرده باشدبه آنچه مولاعلی رافرموده٬پس نتیجه میگیریم که مولاعلی هم جان خویش راوهم مال خویش رادرراه خداسبحانه وتعالی فداکرده است.پس هردوانجام داده است هم مال وهم جان خودرا بنابراین ازکسی که یک کارراانجام داده برتروبهتروافضل تراست. واینکه حدیث طیر(پرنده)که حاکم واحمدبن حنبل آورده اندودراسدالغابه ابن اثیرج۶ص۶۰۱موجوداست. اگرکسی معتقدباشدکه این حدیث صحیح است سپس ادعاکندکه کسی ازمولاعلی برتریاهم رده است ازچندحالت خارج نیست:یااینکه بگویدکه خدای عزوجل برترازبندگانش راشناخته ولی شخص فروترنزدوی محبوب تربوده است ویااینکه بگویدخدای عزوجل برترراازفروتر نشناخته است ویااینکه دعای رسول خدا نزد خدای سبحان برآن حضرت ردشده باشد٬ویااینکه رسول خداروی هوااین حرف رازده باشدکه پیامبراسلام ازآنان نیست که روی هواحرف بزند.پناه میبریم به خدای متعال.
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
جمعه پنجم تیر 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
سابقه دراسلام مقرب نزدالله
|
|
به نام الله بزرگ
دراینجابه چندموردافضلیت مولاعلی برسایرمسلمین رامتذکرمیشوم که ازدیدقرآن وعقل بیانگر ارجع بودن مولاعلی رابرسایرین داراست. ۱-«والسابقون السابقون اولئک المقربون»(واقعه آیه۱۰)یعنی:آن پیشتازان آنان مقرب هستندکه مقصودازآنان کسانی هستندکه پیش ازدیگران اسلام آورده اند.آیاتاحالاشنیده ایدکه کسی پیش ازمولاعلی علیه السلام اسلام آورده باشد؟جواب این منفی است.ودراینجابرادران اهل سنت این مسئله رامطرح میکنندکه مولاعلی خردسال بوده ونمیتوان برایشان حکم کردوحال ماسوال میکنیم(فرض برخردسالی مولاعلی)مولاعلی هنگام اسلام آوردنشان که خارج ازاین نیست که یاسیدنامحمدصلی الله علیه وآله ایشان رابه اسلام دعوت کرده ویااینکه الهامی ازخداوندسبحانه وتعالی بوده است.پس نمیتوانیدبگوییدکه الهامی ازسوی خدای تعالی بوده که دراینصورت مولاعلی رامقدم برسیدنامحمدمیسازید.زیراکه رسول خدااسلام راندانست مگروقتی که جبرئیل ازسوی خدای تعالی نزدایشان آمد.پس اکنون میگویید:رسول خدامولاعلی رافراخوانید.پس آیارسول خداهنگامیکه مولاعلی رابه اسلام فراخواندآیابه امرخدابوده یاخودبه این کاراقدام کرده بود؟پس رسول خدارابه تکلف منسوب مسازیدکه خداونددرباره پیامبرمیفرماید(وماانامن المتکلفین-سوره ص آیه۸۶)یعنی:«من ازکسانی که سخنی ازروی ناچاری بگویندنیستم»خب بنابراین حضرت رسول مولاعلی رابه دستورخدای سبحان دعوت کرده است:آیاصفت خداوندجبارجل ذکره این است که فرستادگانش رامکلف به دعوت کسی کندکه شرعاحکم براوروانباشد؟آیادرقیاس گفته تان فکرمیکنیدکه مولاعلی درکودکی اسلام آورده به گونه ای که حکم برایشان جایزنباشدوسیدنامحمدمکلف شده تاکودکان رابه چیزی فراخواندکه قادربرآن نباشندآنهم اولین دعوت رسمی خویش ازافراد.یعنی ایشان آنهارالان دعوت میکندوآنان ساعتی بعدمرتد میشوندودرارتدادشان چیزی برآنان نباشدولذاحکم رسول خدابرآنان روا نبوده است.آیافکرمیکنیدکه این نسبت نزدشماجایزاست که آن رابه خدای عزوجل نسبت دهید؟حالانیز میگویم این فضیلتی است که رسول خدامولاعلی راباآن برخلق برتری داده وایشان راباآن ازمیان آنان مشخص کرده تاجایگاه وفضیلت مولاامیرالمومنین رابدانند.واگرخدای سبحان حضرت رسول رابه دعوت کودکان فرمان داده بودوآنان رانیزفرامیخواندهمچنانکه مولاعلی رافراخوانده بود؟آیاتاحالادیده وشنیده ایدکه پیامبریکی ازکودکان خاندان وخویشان خودرادعوت کرده باشد.تانگوییدمولاعلی عموزاده پیامبربوده است؟ وآیادردعوت خویشاوندان کودکی وجودداشته است؟
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
چهارشنبه بیستم خرداد 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
شهادت دخترپیامبراسلام مولاتی فاطمه
|
|
به نام الله دادگر به روزشهادت سیده زنان دوعالم مولاتی فاطمه الزهراواردمیشویم وبایدبه این قضیه شهادت تاکیدداشت وبایدگفت شهادت نه وفات واین راسنیهابرای پرده گذاشتن برآبروی خلفااین واقعه مسلم تاریخی راوفات میخوانندوحال اینکه میگویندشیعیان چرابه این دامن میزنند مطرح میکنندکه موجب نفاق وتفرقه است.من میگویم حضرت محمدرسالتی راکه داشت بالاالله شروع وبه پایان نرسانیدبلکه با لاالله الاالله بودیعنی خدای واحدونه خدای دیگری پس بایدهنگامیکه میگویم حق بامولاعلی است پس بایدگفت حق باکس دیگری نیست وشهادت مولاتی فاطمه خودبیانگراین است که حق بامولاعلی بوده که خلفابرای گرفتن حقی که نه خودمولاعلی خواستارآن بودبلکه پیامبراعظم آن را وصیت کرده بودندحتی حمله به خانه ی دختررسول خدانیزدست زدندوآنحضرت رابه شهادت رسانیدندواگربرادران سنی میگوینداین ازجعلیات شیعه است درکتابهای خودتان بسیاراست که من به نمونه ای ازآنان میپردازم. ملل نحل شهرستانی(ج1ص59):ابراهیم بن سیاربن هانی نظام گفته است خلیفه دوم ضربه ای برشکم فاطمه زدکه جنین راازشکم اوانداخت دراین حال عمرفریادمیکشیدکه خانه اش راباهرکه درآن است آتش بکشید. لسان المیزان(ج1ص268)عمرلگدی برفاطمه زدکه محسن راسقط کرد. اثبات الوصیه (ص124)سیده زنان عالمیان رابه واسطه درب خانه فشردندتامحسن راسقط نمود. این راگفته اندکه عمرباعث سقط شدن فرزندمولاتی فاطمه شده است امابخوانیم روایتی راکه ابن اباالحدیددرشرح نهج البلاغه ص351جلدسوم چاپ مصرآورده است:وقتی برای استادخودابی جعفرنقیب شیخ معتزله نقل نمودم که وقتی رسول خداراخبردادندکه هباربن اسودبانیزه بهودج زینب دخترشماحمله بردوزینب ازترس بچه سقط کردرسول خداخون اورامباح نمودابی جعفرگفت:اگر رسول خدازنده بودحتمامباح میکردخون کسی که حضرت فاطمه راترسانیدتا آنکه بچه اش راسقط کرد. خب این ازروایات وارده درکتب معتبراهل سنت بودوکه قطعیت واقعه شهادت پاره تن رسول خداراتضمین میکندحال میپردازیم به یک جریان دیگراینکه مولاتی فاطمه ازخلفاخشمگین وناراضی ازدنیا رفت.اکنون سندآن:الامامه والسیاسه ج1ص20 حضرت فاطمه سلام الله علیه تاآخرین روزی که زنده بودندازخلفاناراضی وخشمگین بوددرحالیکه بی بی دوعالم میفرمود: درهر نمازی که بخوانم(خطاب به ابوبکر)تورانفرین خواهم کرد. من درتاریخ که بررسی کرده ام اهل بیت کمتروبسیارنادرکسی رانفرین میکردندوحال میبینیم که دختررسول خداکه از هررجزو پلیدی دوراست کسی رانفرین میکندوچه چیزباعث شده است که مولاتی فاطمه خلفا رانفرین کند.آیا ازرفتاربی شرمانه وحمله آنان به خانه شان نشات نگرفته است. ودرآخرسوالی پیش می آیدکه علی وسکوت! آری مولاعلی سکوت کردکه سکوت مولاعلی خوددرس است وسکوت مولاعلی رامیتوانم بایک مثال تحلیل کرد: هنگامیکه2زن داعی یک فرزندبودندوادعای مادری یک بچه راداشتندآن قاضی باهوش وکاردان وعالم(انگارخودمولاعلی بوده) دستورمیدهدشمشیربیاورندوبچه رادونیم تقسیم کنند.نصفی رابه یک زن ونصفی دیگربرای زن دیگروهنگام شروع کارمادرواقعی میگوید:نه این فرزندمن نیست وادعای خودراپس گرفت وسکوت اختیارکرد.برای این بودکه میدانست حق اوست وبرای زنده ماندنش باکی نیست دردامن زن غاصب غریبه بزرگ شودولی به اوضررجانی نرسدواین داستان شباهت داردبه قضیه سکوت مولاعلی که خلافت رسول خداراحق خودمیدانست ولی برای اینکه ضرربنیادی برپیکرتازه جان گرفته اسلام نخورداین بودکه مولاعلی سکوت اختیارکردواین شدکه شدکه روزگازماچنین شدکه هست. خداوندآنان رانبخشاید.
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
چهارشنبه ششم خرداد 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
تسلیت به مناسبت ارتحال جانگدازآیت الله بهجت
|
آیت الله محمدتقی بهجت مرجع تقلیدشیعیان جهان به ملکوت اعلی پیوست.این مصیبت عظمی رابرتمام ملت شیعه ایران وبرمولاناامام صاحب العصروالزمان تسلیت میگوییم. امیدصبربرای بازماندگان آن بزرگ مردعشق وعرفان ازخداوندسبحان مسئلت داریم.خداوندبزرگ ایشان رابامحمدوآل محمد محشوروهمنشین بگرداند.
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|