|
مهرخونین حسین!!عاشورا!!
|
|
به نام خدای شهیدان
سخنم رالبیک یاحسین آغازمیکنم آری لبیک به تمام خوبیهابه تمام پاکیهابه ظلم ستیزی به ظالم ستیزی وبه ایستادن ومقاومت وبه صبربه ایثاروبه فداکردن خودبرای دیگران،فلسفه این است:فدایی شدن برای خلق وبرای انسانهابرای آنانکه سرشتشان خداست،باری چندلبیک میگویم ولبیک گویان مینویسم. مینویسم که بعداز۱۳۷۰سال بازاربعین آمد!اربعین یعنی۴۰روزبه یادحسین بودن برای تمامی ادوارزندگانی،۴۰روزبی خانمانی حسینیان،۴۰روزدربه دری وخاروخاشاک. اربعین یعنی آنانکه حسینی اندجدامیشوندازیزیدیان، آنانکه حسینی اندوحسین رافهمیدندهرروزشان،هرمکانشان بایدلبیک یاحسین باشد،لبیک به سرورخوبی هاوسروررشادت وشهامت.پس حسین جان شادباش که پس از۱۳۷۰سال ازآن واقعه شورانگیزهرروزبرای شیعیانت اربعین است وعاشورا،واینکه هرروزنام بلندت،بلندتروزنده ترمیشودونام دشمنانت پست تروزبون ترمیشود. این است که توکاری خدایی کردی وخدای احدبرکارتومهری زد!مهری که مرکبش ازوجودی خودخدابود! ازدرون خدای احدساترشد:مهرجاودانگی،مهری که ازسوی خداومرکبش ازوجودی خدابرکاربزرگ حسین بن علی ابن ابیطلب بود!!مهرجاودانگی! مهرابدیت!! مهرعدالت!! ومهرحق وحقیقت!!این مهرتاقیامت گواه است که حسین وخاندان حسین برحقندوبراین جهان آنها هستندکه بایدحاکمیت کنندومیکنند. وبه سراغ مهری دیگرمیروم،شهادت حسین!!مهری که مرکبش ازخون حسین است،آن مهر،مهرعدم اجرای فرامین خداونددرروزغدیربود،مهرسرپیچی ازدستورخدای احد،درستش این است،عدم تحقق فرمان غدیرکه تلالواش عاشورابود. عاشورانشان دهنده ی ظلم ظالمان قبل شهادت وهنگام شهادت وبعدازشهادت حسین برخاندان اوبود. وعاشورانشان دهنده ی خوردن حق ماانسانهاتوسط خورندگان درروزغدیربود!! واین است مهرخونین حسین:عاشورا
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
جمعه شانزدهم بهمن 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
عاشورا،یک«ایست بزرگ»
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
ازسردردودریغ میگویم،افسوس که شیعه بیشتربر«مصائب عاشورا»گریست،وکمتردر«مسائل عاشورا»اندیشید. شیعه عاشورارانگاه داشت لیکن درست نشناساند.آفرین براوکه نگاه داشت،ودریغاازاوکه نشناساند.حتی فرزندان ائمه اطهاروجوانان مومن وغیورشیعه،چه بسیار-درطول تاریخ تاهم امروزکه پرتوی ازعاشورارادرسرزمینهاتکرارکردند، درروزهایی که خون گرم جوانان عرصه ها رارنگین کرد،وتلالوآفتابها رالاله وارساخت،وحضورلاله ها راجشن گرفت،و دلهاداغدارگشت وسرهاپرشور،وپیکرهازیرسنگ سنگین حادثه مجروح،وگونه ها باخون افشان دلهای خونین سرخ،فضای شهرهاوروستاها خونفشان وبیدار،وجنازه های خونین برسردستهادرحال پرواز و....... آری همه ی معیارهای الهی،ومعالم ربانی،وتجلیهای قرآنی،وارزشهای انسانی،وانفجارهای وجدانی درسایه قیام حسینی پناه جست وهمه ی ضدمعیارهاوضدارزشهاوضدوجدانهادردرباریزیدوسپاه شام وکوفه...وزندگیهادوگونه گشت:حسینی ویزیدی.ورکن مهم عدالت،عدالت معیشتی واقتصادی است،تاانسانهابه تمایزهای قارونی مبتلا نگردندوسقوط نکنند،توانگرازطغیان،ومحروم ازحرمان... عاشورا،مشرق انوار«توحید»و«عدل»است،وتوحیدوعدل خورشیدروشنگرارواحند.جهان همواره به دوخورشید نیاز دارد:خورشیدروشنگراجسام،وخورشیدروشنگرارواح،خورشیدتن وخورشیدجان.اگرتنهافضای تن روشن باشدو فضای جان تیره وتار..همین است که مینگرید...ظلم وستم،تفاوت وتبعیض،فسادوفحشاو.....وعاشوراوجدان بیدار بشریت است دراعماق غفلت قرنهاوعصرها....عاشورایک«ایست بزرگ»است دربرابرسیل بنیان کن جاهلیت.یزید ازهمه ظلم تاریخ حمایت کرد،ومولاحسین ازهمه عدل تاریخ.یزیدمظهرهمه ضدازرشهابود،ومولاحسین مظهرهمه ارزشها.دریک کارزارعجیب،پرچمداربزرگ ارزشهاباخون خودوفرزندان وبرادران ویاران خود،همه ضدارزشها رامحکوم کرد.امضای سرخ عاشورابرطومارحیات قرآن ثبت گشت،وجاهلیت ازنوجان گرفته رانابودساخت،ونگذاشت سفارش ابوسفیان تحقق یابدوتداوم بنی امیه بقای شعارهای قرآنی رامتزلزل گرداند.عاشوراآرمان پلیدشیطانی بنی امیه راازتحققی کارسازبرای آنان بازداشت.عاشورا«بعثت»رازنده کرد.عاشورا،برای همیشه،محتوای«غدیر»رادرمعبر اعصاربشریت بفریادخواند. وعاشورایک«ایست بزرگ»است، -دربرابرسیل بنیانکن جاهلیت درعصرتمدن... -دربرابراین بشریت فرورفته درتباهی،واین روزگارسراسرسیاهی... -دربرابرپذیرش ذلت وبردگی ووداع باعزت وآزادگی.... *** بالاترین ووالاترین همه مظهرهاوجلوه گاههاکه ارزشهای متعالی،درآنهاظهوروتجلی کرده اندوخواهندکرد،وانسان رابه شناخت آن ارزشهاومتعدبودن نسبت به آنهافراخوانده اندوفراخواهندخواند،این چهارتجلیگاه سترگنددرهمه اعصارتاریخ انسان،یعنی:-«بعثت»، -«غدیر»، -«عاشورا»، -«مهدی»... حاصل بعثت،قرآن کریم است:وحاصل غدیر،نهج البلاغه:وحاصل عاشورا،تداوم حیات قرآن ونهج البلاغه،وصحیفه سجادیه، وتعالیم امام باقروامام صادق،ومعرف قرآنی خالص حضرت امام رضا...ودیگرآثارائمه طاهرین علیهم السلام،وحاصل ظهورمهدی گسترش عدالت است درهمه جهان،عدالت آفاقی وانفسی. وعاشورا،نقطه اتصال«بعثت»و«غدیر»است به«ظهورمهدی»وامام حسین،تجسم سترگ آدم است تاخاتم، درتثبیت ارزشهای الهی،وتقوم انسانیت انسان،والهی شدن زمین،واوست تکرارکننده نزول قرآن-درصیانتی بزرگ واوست مفسر«خطب فاطمیه»وفریادگر«نهج البلاغه»ومعلم حماسه وآزادی، ومبشرظهورعدل مطلق واسوه ی بزرگ زندگی وآزادگی.... ومانیزبه محضرآن نجات دهنده انسان،زنده کننده قرآن،بیدارکننده جهان،ایام اندوهناک محرم راتسلیت میگوییم.
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
شنبه پنجم دی 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
روزانعمت علیهم مبارک
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
عیدغدیربه راستی عیدتمامی بشریت است،پیام آوراسلام باآوردن دین هدایت بشریت رابه مسیرتکامل راهنمایی کرد.درحالیکه حج آخرپیامبر(ص)پیش آمده بود،آیات وحی مرتب به اونازل میشد،قدم به قدم،منزل به منزل پیامبررا آماده بیان مهمترین مسئله بشری قرارداد.ابتدابه پیامبروحی شداگرآنچه برتونازل کردیم،به مردم نگویی،رسالت توتکمیل نشده،حتی انجام نشده،پیامبر(ص)مردم رادرمحلی به نام غدیرخم جمع کردورهبری مولاعلی رابه همه ابلاغ کرد آنگاه خداوندطی آیاتی مفصل اعلام فرمود،امروزدین شمابارهبری مولاعلی کامل شدونعمت برشما تمام وکامل شد ومن که خداوندرحمان وپروردگارجهانیان هستم،راضی شدم این دین کامل شده دین همه مردم جهان تاپایان عالم باشد. نکته مهم دراین آیات کلمه «اتممت علیکم نعمتی» است این کلمه درجای دیگری ازقرآن که هماناسوره حمدباشد،آمده است،آنجاکه گفته میشود،«صراط الذین انعمت علیهم»دقت درکلمه نعمت که خداونددعوت میکندهمه درصراط انعمت علیهم ها باشند.اگردرحجه الوداع رهبری وولایت مولاعلی به معنای کامل شدن نعمت وتمام شدن نعمت است پس انعمت علیهم همان صراطی است که خداوندباولایت مولاعلی به آن راضی شده است واگرتوجه کنیم که نمازبدون حمد،نمازنیست به این نتیجه میرسیم که نمازبدون رهبری وولایت مولاعلی موردرضایت خداوند نیست وانعمت علیهم نمادکامل شخصیت مولاعلی است وهربارهرروز10باربایدبامولاعلی وراه ایشان بیعت کنیم درغیراین صورت نمازمانمازنیست وخداوندهم ازماراضی نیست. (غلامحسین زمان آبادی) حال من هرروزنه ولی هرعیدغدیررابامولاعلی بیعت میکنم که سعی میکنم برمنش ورفتارایشان تکیه کنم،سعی میکنم پیروگفتارایشان وتمامی آنچه ایشان مارابه آن راهنمایی میکندباشم ونه مثل خیلی ها70روزبعدازروز غدیر که بیعت خویش رافراموش کردند،باشم. خداوندامارابه راه راست هدایت کن.ومارابه راه علی هدایت کن.
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
چهارشنبه هجدهم آذر 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
|
|
نمیدانم پس ازاین مدت ازچه وچطورآغازکنم زیرا دراین مدت باخودگفتم ازمولاعلی گفتن وبرای مولاعلی گفتن آنقدرسخت است که نتوان گفت ونوشت،هنگامیکه من این وبلاگ راباعنایت پروردگارراه انداختم هدفم بیان این بودکه مولاعلی برتراست وکسی ازمولابرترنیست(رسول الله سرورتمام جن وانس است)واینکه حق حقیقتابامولاعلی است ومولاعلی حقیقتاباحق است این سیاست کلی وبلاگ بودو است اماحالامیخواهم مطالب این وبلاگ راباهمان منوال امابارویکردی جدیدونو بنویسم که خودکاری پرمشقت وسخت است واین رویکردرستگاری درپرتورهبری مولاعلی،یعنی چه فرق است میان یک شیعه علوی بایک نفرکه مولاعلی رانمیشناسدواینکه تمام ابعادزندگی یک کسی که مولاعلی را الگووامام خودمیداندچه تفاوتی میباست داشته باشدبا افراددیگروبایدخودراباراهنمایی های مولاعلی تغییردهدتازندگی ای موفق وپیروز داشته باشدونه اینکه ماشعیان بیاییم بگوییم هرکسی حب مولاعلی راداشته باشدباوجودتمام معاصی وگناهان به صرف اینکه محب است واردبهشت میشودودادگاه الهی نداردنه!نه!این اشتباه است بلکه آن حب نجاتبخش است که توراورفتارتوراشبیه محبوب خودکنداین حب رستگاری می آوردوانسان رابه سرمنزل مقصودمیرساند..
حال من کم توان سعی دارم این مسائل رابیان کنم شایدرفتارمان وگفتارمان همسان شودبا مضامین اسلام محمدی امابه طریقه تشیع که فهم درست اسلام است وراه تشیع راه اسلام راستین است که شیعیانش کسانی اندکه مفهوم اسلام راازطریق مولاعلی واهل بیتش درک کرده اند.
من اربه قبله روکنم به عشق روی توکنم اقامه ی صلاه رابه گفتگوی تو کنم
گر ازوطن سفرکنم سفربه سوی توکنم زحج وبیت بگذرم طواف کوی توکنم
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
دلایل عقلی حقانیت خلیفه رسول الله(1)
|
|
به نام الله
من میخواهم دراین پست به چنددلیل بپردازم که ازدیدگاه عقل ومنطق منطبق بابیانات تشیع دراحقانیت مولاعلی علیه السلام برمسندخلیفه رسول الله است. دلیل اول:آنکه،امام بایدکه اوراکفردرنیافته باشدوهیچ رسولی نبوده که بعدازوی خلیفه وی کسی باشدکه لمحه ای مشرک بوده،چه جای آنکه مدتها درکفروشرک گذرانیده باشد وبعدازچهل سال،ترک سجده بت کرده،ایمان آورده باشدوچون هرگزاززمان آدم تا حال این چنین چیزی واقع نشده،پس بعدازپیغمبرخداکه افضل رسل است وخاتم انبیاء،چگونه شایدکه واقع شودباوجودمولاعلی که طوایف امت اتفاق دارندیک لحظه هم مشرک نبوده؟ دلیل دوم:آنکه،هیچ رسولی ازدنیا نرفت،مگرآنکه یکی ازذریه واقربای او خلیفه وقائم مقام اوبودند،چنانچه آدم راشیث-که هبت الله لقب داشت-وازشیث تاادریس وازاوتا به نوح ونوح را پسراوسام،وازهرپدری به پسری تاابراهیم وازابراهیم به اسماعیل واسحاق وازاسحاق به یعقوب وازیعقوب به یوسف وموسی راهارون درحالت حیات ویوشع بن نون بعدازوفات که ابن عمش بودوداوودراسلیمان وعیسی راپسرخاله اش شمعون وزکریا رایحیی....پس رسول مانیزبایدخلیفه ازذریه اوباشدوانبیاء هرچه کرده اندبه فرموده ی خدابوده وخدای تعالی درقرآن به رسول خودخطاب فرموده که:«سنه من ارسلناقبلک من رسلنا»(اسرا-77)یعنی تونیزبرسنت انبیاء قائل باش وازسنت منظورشریعت نبودکه گویندمنسوخ شده باشد،پس بایدمراد«عدل»و«نبوت»و «امامت»باشدوجای دیگرمیفرماید«واتبعوامله ابراهیم حنیفا»(آل عمران-95)یعنی تابع ملت ابراهیم باشیدوپیروی دین ومذهب اوبکنیدوابراهیم رابه موجب«ذریه بعضهامن بعض»(آل عمران-34)خلیفه ازذریه اوبود.پس بااین اوصاف بایدرسول خدارانیزخلیفه ازذریه ایشان باشد. دلیل سوم:آنکه،دراین هفتادوسه مذهب یاهفتصدوچندمذهب-علی اختلاف العقیدتین که امت پیغمبرخدابه آن متفرق ومنقسم شده اند،هیچ کس نیست که مداح وثناگوی آن حضرت نباشد،یادرامامت اوشکی وشبهه ای داشته باشدوهیچ یک درخلافت اوخلافی نکرده اند،اگرهمه یک روزباشد،بلی خلافی که هست دراین است که آیا بی فاصله امام است یابافاصله؟پس درامامت اواجماع واتفاق است،ازآنکه اختلاف به مختلف فیه نماید،چنانچه مشهوراست که شخصی ازعارفی پرسیدکه چه فرق است میان مولاعلی وابوبکر؟گفت ازاینجاقیاس حال هردومیتوان کردکه مولاعلی دراختلاف است که آیاخداست وسزاوارپرستش یابنده است ولایق امامت؟ودرابابکرنزاع است آیا ایمان درست به خداورسول خداداشت ویاهنوزدر کفر باقی ماند؟درهردوصورت عقلااختلاف دارند.حال شماخودمیان هردوتمیزکن. دلیل چهارم:آنکه،جمیع اهل ملل،بلکه جمیع اهل عالم رااتفاق است درآنکه حضرت مولاعلی راجمیع صفات کمال از«زهد»و«ورع»و«تقوی»و«سخاوت»و«علم» و«عصمت» و«شجاعت»و«عدالت»و«قرابت رسول خدا»رادارابوده اند.همچنین اتفاق است درنامعصومی ابوبکرودرآنکه چهل وشش سال مشرک بوده،پش بعدازآن اسلام آوردو درعدالتش اختلاف است.جمعی دعوای عدالت وصلاحش میکنندبعدازاسلام وطایفه آن رامنکرند.ومیگویند:اگرصلاح داشتی وعادل بودی به ناحق برصاحب حق تقدم نمی کردی وفدک مولاتی فاطمه راغصب نمی کردی وخالدولیدرابرقبیله مالک نمی گماشتی وبعدازآنکه زنابراوثابت شد،دراجرای حدبراواغماص نمیکردی.!! ودروقت مرگ،اقراربرآنکه خلافت حق مولاعلی بودکردی،حال بااین همه اوصاف اقتدابه کسی نمودن که جزم ویقین درعدالت وصلاحش باشدبرتروبهتروبالاتراست ازاقتدابه کسی کردن که در عدالتش اختلاف باشدوخصم چون اثبات عدالت اوتواندکردوحال آنکه مذهبش تجویز نمودن معصیت برانبیاءباشدونزداوبدننمایدکه دروقت مرگ حق تعالی ایمان را ازبنده بازستاندوکفربه وی دهد.
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
پنجشنبه دوم مهر 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
شهادت مولی الموحدین علی ابن ابیطالب
|
|
به نام الله مهربان وبخشنده
چهره ی علی علیه السلام درهاله ای اثیری ازعدالت وانسان دوستی، هرلحظه برزندگی بشر میتابد،وخون عدالت که به هنگام«نمازصبح» ازپیشانی نورانی اوبرمحراب ریخت،هربامدادخورشیدرابیدارمیکندتافریادعلی علیه السلام را همگان بشنوند....عدالت....عدالت....عدالت..........عدالت. بدلیل ناتوانی ام وشوروشعفی که به هنگام نام بردن مولاعلی درمن ایجادمیشودمراازنوشتن درباره ی وصی رسول خدا بازمیدارد،امامیبایست نوشت.من به دوتن تبریک وبه دوتن تسلیت میگویم.به شهادت تبریک میگویم که باشهادت مولاعلی بالارفت وعزت یافت وبه خودمولاعلی تبریک میگویم که رستگارشدوبه آرزوی خودلقاء الله رسیدورهایی اش ازدست مردم کوته بین واحمق وظاهربین روزگارخویش.وبه مولاصاحب الزمان روحی فداه تسلیت میگویم چون اوست که میداندمولاعلی چه کشیدازاین مردم زبون وپست.وبه خودم آری به خودم تسلیت میگویم که حق مراشهیدکردند،کسی نتوانست حق مولاعلی رابگیردچون مولاعلی خود حق است این حق من مسلمان قرن14است که خورده شد.لعنت میفرستم به آنانکه حق من ومن ها را گرفتند. این رانوشته بودم امابازمینویسم:یک مستشرق غربی میگفت:من فرق مولاعلی وعمربن خطاب راهنگامی خوب فهمیدم که فهمیدم مولاعلی هنگام ضربت خوردن فرمودبسم الله وباالله علی مله رسول الله،فزت ورب الکعبه. یعنی به نام خداوبرای خداوبرملت رسول خدا،به خدای کعبه رستگارشدم اماعمر هنگام ضربه خوردن گفت:این مجوسی به من ضربه زد..آیاتفاوتی احساس نمیکنیددرشعوروخدایی بودن مولاعلی وعمر،مطمئنااین تفاوت بسیارزیادگفتاربه این مضمون میخوردکه مولاعلی امام است وافضل انسانهاپس ازرسول خداوعمرهمان افکارجاهلیت رادر خود دارد.این قطره ای است ازتفاوت مه من(شیعه)بامه اهل سنت. لعنت خدا برآنانکه برمحمدواهل بیتش ظلم کردندوحق مراگرفتند.
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
عقیده ی دوگروه درباره خدای تعالی
|
|
به نام خداوندبی شریک وصمد،احد
دراینجامن به عقایداهلسنت وتشیع نسبت به خدای سبحان ونبوت وامامت میپردازم ابتدادرموردالله تعالی. درپرانتزکه بعضی مراوامیرعلی رایکی میخواننددوستان عزیزچون شماتازه واردوبلاگ این حقیرشده ایدبرشماخورده نمیگیرم والبته نقصیرجناب امیرعلی همه هست چون هروقت من برای اوپیامی میگذارم جوابی به من نمیدهد. مهمترین بحثی که دراینباره موردبحث وگفتگوقرارمیگیرد،رویت خدای تعالی است که اهل سنت وجماعت آن رابرای تمام مومنین درآخرت ،ثابت میدانندوهنگامیکه صحاح اهل سنت رامانندبخاری ومسلم رامیخوانیم،روایتهایی رامیبینیم که رویت راحقیقت میدانندنه اینکه حمل برمجازکنندبلکه بالاتراینکه خداوندراموردتشبیه قرارمیدهندواینکه مثلاخداوند میخنددوراه میرودوبه آسمان دنیانزول میکندوگاهی ران خودرانشان میدهدکه درآن علامت مخصوصی است ویااینکه پایش رادرجهنم میگذاردوناگهان جهنم پرمیشود!!وغیرازاین اوصاف واشیائی که خدای عزوجل ازامثال آنهامنزه است(منبع اوصاف درموردخدا:صحیح بخاری ج9ص158،156،159___صحیح مسلم ج1ص166) ودراینجاخاطره ایی که به صورت مناظره بوده راازدکترتیجانی نقل میکنم:یادم می آیددرشهرآمودرکنیابودم امام جماعتی راازوهابیان دیدم که درون مسجدبانمازگزاران به نمازایستاده بودوبه آنهامیگفت:خداونددودست ودوپاو دوچشم ویک صورت دارد!من اعتراض کردم فورابااین آیه قرآن(مائده-64) استدلال کردکه میفرماید:یهودیان گفتند که دست خدابسته است ،وبواسطه ی این گفتارشان دستشان بسته شدوبه لعنت خداگرفتارشدند،بلکه دودست خدابازوگشاده است.»وهمچنین این آیه راخواند(رحمن-26،25):«هرکه برروی زمین میجنبد،فانی وهلاک شده است،تنها ذات با جلال وغظمت پروردگارت هست که باقی میماند.»گفتم برادر!این آیاتی راکه تلاوت کردی وبه آنهااستدلال نمودی،معانی مجازی دارندنه معانی حقیقی.پاسخ داد:همه قرآن حقیقت است وهیچ مجازی درآن راه ندارد!گفتم:پس شماچه تفسیرمیکنیداین آیه راکه میفرماید:(اسرا-72)«وهرکه دراین دنیاکورونابینا بوددرآخرت نیزنابیناوگمراه ترخواهدبود.»آیا این آیه راهم حمل برمعنای حقیقی میکنید؟پس هرکه دراین دنیانابینا است درآخرت هم بایدنابینا باشد؟شیخ پاسخ داد:ما بحث درباره دست خدا وچشم خداوصورت خداداریم واین ربطی بانابینایان ندارد!!گفتم:ازاین هم میگذریم!همان آیه که خودتان استدلال کردیدکه میفرماید(الرحمن-25،26) نظرشمادرتفسیراین آیه چیست؟فوراروبه حاضران کرده گفت:کدام یک ازشمامعنی این آیه رانمیداند؟این آیه روشن است،مانندقول خدای سبحان که میفرماید:همه چیزهلاک شده است جز وجه خدایتعالی.گفتم:توکه بدترکردی!برادر!من وشمادرباره قرآن باهم اختلاف داشتیم،تو ادعا کردی قرآن همه اش حقیقی است،وهیچ مجازی درآن وجودنداردومن ادعاکردم که درقرآن معانی مجازی وجود داردخصوصاآیاتی که ظهوردرتجسیم وتشبیه خداونددارد:واگرشمااصراربرنظرخوددارید،پس ناچاریدبپیذریدکه همه چیز هلاک میشودجزصورت خداوندو معنایش این است که دستان وپاهاوتمام جسم خدانیزهلاک ونابودمیشودفقطصورتش باقی میماند-که خداوند پاک ومنزه است ازاین نسبت ها-آنگاه روبه حاضران کرده وگفتم:آیاشماباین تفاسیرراضی میشوید؟!همه سکوت کردندوحتی شیخ سخنرانشان هم نتوانست هیچ پاسخی بدهد آری ای دوستان عقیده اهل سنت درموردخداونددرسخنانشان وصحیحشان آمده است وتازه آنهاایمان یه رویت ودیدارخوادندسبحان درآخرت دارندومعتقدندهیچ پرده وحایلی مانع ازدیدارش نیست.وااسفا!!!! واماعقیده ی شیعیان رادرموردخداوندواحدوسبحان رامیگویم تاروانتان آرام وذهنتان پذیراگرددکه بایدآیات قرآنی راکه،ظهوردرتجسیم یاتشبیه خدای تعالی دارندتاویل نموده وآنهاراحمل برمجازواستعاره کرد،نه برحقیقت وظاهرالفاظ همانطورکه اهل سنت پنداشته اند. حضرت مولاعلی روحی فداه دراین باره میفرماید:حمدخداوندی راسزا است که بلندهمتان پی به حقیقتش نمیبرندوزیرکها اورادرک نمیکنند،هموکه صفتش رانهایتی ومرزی نیست ونه خوداوراصفتی است ثابت وموجودونه اوراوقتی است شمارش شده ونه اورامدتی است طورلانی ودراز. حضرت مولاامام باقرروحی فداه درردبرمشبهه(تشبیه کنندگان خداوند)میفرماید:هرچه ما آن رابااندیشه ها واوهام خوددردقیقترین معنیش،تشخیص میدهیم،مخلوق ذهن ما است ومانندخودماساخته شده است وبه ما بازمیگردد.»کافی است که دراین موردسخن خدای سبحان رادرقرآن کریم مودراستدلال قراردهیم. «لیس کمثله شی»ماننداوهیچ چیزنیست(شوری-11)«لاتدرکه الابصار»دیدگان اورانمیبینند.(انعام-103) وسخن خداباپیامبرش حضرت موسی:(اعراف-143)«حضرت موسی گفت پروردگارا،بگذارتراببینم،خداوندفرمود:تو هرگزمرانمیتوانی مراببینی. همه اینها دلیلهایی است قاطع ومحکم برصحت سخن ماشیعیان،چرا؟چونکه ماشیعیان جرسخنان ائمه اهل بیت علیهم السلام که معدن علم وجایگاه رسالت ووارثان علم کتاب اندچیزی نمیگوییم.
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
جمعه ششم شهریور 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
دلایلی بربودن امام مولاصاحب الزمان درغیبت
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم روایت صحیحی که ثقه الاسلام کلینی درکتاب کافی ازحضرت امام جوادعلیه السلام آورده است که فرمود:مولاامیرالمومنین علیه السلام همراه مولاحسن بن علی علیه السلام درحالیکه به دست حضرت سلمان تکیه کرده بود،واردمسجدالحرام شدندونشستندکه ناگاه مردی خوش قیافه وخوش لباس آمدو برمولاامیرالمومنین علی سلام کردوخدمت آن حضرت نشست.آن بزرگوارجواب سلام اورادادند.سپس گفت:یاامیرالمومنین من ۳مساله ازتومیپرسم اگرپاسخ آن هارادادی خواهم دانست که این مردم درکارتو خلافی بزرگ مرتکب شده اندکه دردنیا وآخرت مسوول آنندوگرنه میفهمم که توباآنان مساوی هستی وهیچ امتیازی برایشان نداری.مولاعلی فرمود:هرچه میخواهی سوال کن.عرضه داشت بگوببینم الف)وقتی انسان میخوابدروحش به کجامیرود؟ب)فراموشی ویادآوری چگونه برانسان دست میدهد؟ج)چطورمیشودکه فرزندان انسان به عموهایادایی های خودشباهت می یابند؟پس امیرمومنان روبه مولاحسن کرده فرمودجوابش رابده.مولاامام مجتبی چنین پاسخ داد:درجواب سوال الف:جوابش این است که روح وابسته به بادوبادوابسته به هواست تا وقتی که صاحبش برای بیدارشدن نجنبد.پس اگرخداونداجازه دهدکه روح به صاحبش برگردد،روح آن بادرامیکشدوبادهوارا،پس روح بازمیگرددودرپیکر صاحبش استقرارمی یابد،ولی اگرخداوندمتعال اجازه ی بازگشت روح را ندهدهوابادراوبادروح راخواهد کشیدوخواهدبردتاروزمحشربه صاحبش بازنگردد.واماراجع به یادوفراموشی:دل هرکس درمحفظه ای است که برآن سرپوشی نهاده شده،هرگاه درآن حال برمحمدوآل محمدصلوات فرستدآن سرپوش ازآن محفظه برداشته خواهدشدودل پرتومییابدآنچه فراموش کرده بودبه یادمی آورد.ولی اگربرمحمدوآل اوصلوات نفرستد یاازآن کم نهدسرپوش برآن محفظه محکم شوددلش تار،وآنچا درنظرداشت فراموش گردد.واماآنچه راجع به نوزادپرسیدی:بدان که:هرگاه مرددرحال آرامش باهمسر خوددرآمیزدنطفه دررحم واقع شده وفرزندمانند پدرومادربرآبد،ولی اگردرحالی که آرامش نداردورگها آسوده نیست آمیزش کند،نطفه پریشان گردیده ومی لغزد،پس اگربررگی افتدکه ازعمواست مانندعموبرآید،واگبررگی که ازدایی است واقع شودبه دایی خواهد رفت.آن مردگفت:من شهادت میدهم جزالله خدایی نیست وهمیشه برآن گواه بوده ام وگواهی میدهم که محمدصلی الله علیه وآله رسول خداست وهمیشه برآن شاهدبوده ام..شهادت میدهم تووصی رسول خدا وقائم به حجت اوهستی.وبه امیرمومنان اشاره کردوگواهم که توجانشین وقائم به حجت اوهستی وبه امام حسن اشاره کردوگواهم که حسین بن علی وصی برادرخودوقائم به حجت اوست بعدازاو،وعلی بن حسین قائم به امامت حسین است بعدازاو،ومحمدبن علی قائم به امامت علی بن الحسین وجعفربن محمدقائم به امامت محمداست وموسی بن جعفرقائم به امامت جعفربن محمداست وعلی بن موسی قائم به امامت موسی بن جعفراست ومحمدبن علی قائم به امامت علی بن موسی است وعلی بن محمدکه قائم به امامت محمدبن علی است وحسن بن علی که قائم به امامت علی بن محمداست وگواهی میدهم به مردی که فرزندحسن است وبه کنیه ونام تعبیرنشودتا این که امراوظاهرگرددوزمین راازعدالت پرکندچنانکه ازظلم وستم پرشده باشد،درودورحمت وبرکات خدابرتوبادیاامیرالمومنین!! سپس برخاست ورفت امیرمومنان فرمودای ابومحمددرپی این مردبروببین کجا میرود،مولاحسن رفت وبرگشت وفرمود:جزاین نبودکه پای راازمسجدبیرون گذاشت ومن ندانستم به کجای زمین خدارفت وامیرمومنان فرمود:ابومحمداورامیشناسی؟مولاحسن گفت:خداورسولش وامیرمومنان داناترند. فرمود: اوخضرنبی بود.
این داستانی راکه نوشتم دلیلی براثبات امامت مولایم صاحب الامرروحی فداه بودکه خضرنبی شهادت بر امامت امامان دادندوچندحدیث متواتررامینگارم بروجودحضرت قائم روحی فداه درغیبت ولی درابتدا یک روایت دراصول کافی ج۲ص۲۴۹به نقل ازمولاجعفرعلیه السلام که بیانگراین است که معرفت وشناخت به ائمه ازواجبات است،. خبرصحیح ازمعاویه بن عماراست که:حضرت صادق درباره آیه ی مبارکه ۱۸۰سوره اعراف(ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها)وبرای خداوندنیکوترین نام هاست،پس اوراباآن ها بخوانید.فرمودبه خداقسم،ما آن اسماء حسنی(نیکوترین نامها)هستیم که خداوندهیچ عملی راازبندگان نمی پذیرد،مگرباشناخت ومعرفت ما. درکمال الدین ج۱ص۲۸۶ ازپیغمبراکرم آمده که فرمود:مهدی ازفرزندان من است،نام اونام من وکنیه اش کنیه من است،شبیه ترین مردم ازلحاظ خلق وخلق به من است،اوراغیبت وحیرتی است که درآن امتها گمراه میشوند،سپس اومانندستاره ای درخشان خواهدآمدزمین راازقسط وعدل پرمیکندچنانچه ازستم پرشده باشد. ونیزدرکمال الدین ج۱ص۲۸۶ازپیامبراکرم منقول است که فرمودند:خوشا بحال کسی که قائم مارادرک کنددرحالی که هنگام غیبت وپیش ازقیامش به اواقتداکندودوستانش رادوست بداردوازدشمنانش بیزاری جوید،که اوازهمراهان ودوستان من گرامی ترین امتم درروزقیامت خواهدبود.
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
اميرالمومنين(ع)به مذهب اهل بيت دعوت ميكند
|
|
اميرمومنان عليه السلام ميفرمايد: كجا ميرويدوروبه كدام طرف ميكنيد،پرچمهاي حق برپااست ونشانه هاي آن آشكاراست وچراغهاي هدايت نصب گرديده است،گمراهانه به كجا ميرويد؟چگونه سرگردان هستيد؟درحاليكه عترت پيامبردربين شما هستند،آنها زمامهاي حقندوپرچمهاي دين وزبانهاي صدق آنهارادربهترين جايي كه قرآن راحفظ ميكنيدجاي دهيد(دردلهاوقلوب پاك خود)وهمچون تشنگان براي سيراب شدن به سرچشمه زلال آنهاهجوم آوريد. اي مردم اين حقيقت راازخاتم پيامبران بياموزيدكه(هركس ازماميميرددرحقيقت نمرده است،وهركس ازما كهنه ميشوددرواقع كهنه نشده است.پس آنچه نميدانيدمگوييد،زيرابسياري ازحقايق درهمان چيزهايي است كه شماانكارميكنيد،وازكسي كه دليلي برضداونداريدعذرخواهي كنيد،كه من هموهستم،مگرمن بين شمابه ثقل اكبرعمل نكردم؟وثقل اصغر،عترت پيامبردربين شما باقي نگذارم؟ومگرمن پرچم ايمان درميان شمانصب نكردم؟.... ونيزآنحضرت ميفرمايد: نگاهتان به اهل بيت پيامبرتان باشدازآن سمت برويدكه آنهاميروندوگام رابجاي گام آنهابنهيد،آنهاشمارا ازراه هدايت بيرون نمي برند،وبه سرمنزل پستي سوق نميدهند،اگرسكوت كردندشما نيزسكوت كنيد،اگرقيام نمودندبپاخيزيد،ازآنهاپيش نيفتيدكه گمراه ميشويدوازآنهاعقب نمانيدكه هلاك ميگرديد.
بارديگرامام مولااميرالمومنين مردم رامتذكر ساخت: آنهاحيات علمندومرگ ناداني،حلمشان توراازعلمشان،ظاهرشان ازباطنشان،وسكوتشان ازمنطقشان، آگاه ميسازد،باحق مخالفت نميكنندودرآن اختلاف نميورزند،آنهاپايه هاي اسلامندوپناهگاه ايمني بخش،به واسطه ي آنان حق به پايگاه خويش بازگرديد،باطل ازجاي خودكنده شد،وزبان آن ازبيخ بيرون آمد،آئين الهي راخوب فهميدندوبه آن عمل كردن،نه آنكه آن رابشنوندوبه ديگران بگويند،چه اينكه راويان علم بسيارندولي كساني كه آن راخوب درك كنندكم. درخطبه ديگري ميفرمايد: شما هيچگاه رشد هدايت رانخواهيدشناخت جزآنگاه كه تارك آن رابشناسيدوبه ميثاق وپيمان قرآن متمسك نخواهيدشدجزآنگاه كه شخصي كه قران رانقض نموده بشناسيدوبه قرآن چنگ نخواهيدزدجز آنكه ازشخصي كه قرآن راپشت سرافكنده آگاه شويد،پس آن راازاهلش جويا شويد)ازهمانها كه همه ي آن اشخاص را ميشناسند)ازآنها كه زندگي دانشندومرگ جهل وناداني،آنان كساني هستندكه حكمشان شما رااز دانش وعلمشان آگاه ميسازد،سكوتشان ازمنطقشان وظاهرشان ازباطنشان شمارامطلع ميكند بادين مخالفت نميكنندودرآن اختلاف نميورزند،قرآن دربين شما شاهدي صادق وساكتي گويا است. درخطبه اي ديگرحضرت مولاعلي عليه السلام ميفرمايد: هركس ازشما دربسترخويش بميردودرشناسايي حق خدا وپيامبرصلي الله وعليه وآله واهل بيت پيامبرعارف باشد،شهيدمرده است،اجراوبرخداست ومستوجب ثواب اعمال صالحي است كه قصدداشته انجام دهد،همان نيتش جاي شمشيركشي وجهادش همگام بااهل بيت پيامبرراميگيردوحساب ميشود. اين سخناني است ازكسي كه حرف ناروا نميزندونه دروغ ميگويدكسي است كه دروازه ي علم پيامبراست كسي است كه رسول الله پايه هاي اسلام رابه كمك ايشان بنا نهاده است آري ازمولاعلي است كسي كه ضربه ي ايشان درروزجنگ خندق ازعبادت تمام جن وانس بيشتراست كسي است كه هرچه گويدكلام خداورسول خداست حال چراماكه بدنبال كلام خداورسول خدا هستيم راحق نميدانندباري ما برحقيقت نشسته ايم تاقيامت.
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
سه شنبه سی ام تیر 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
میلادمولا
|
|
نمی دانم چه بنویسم چون واقعاازمولاعلی علیه السلام نوشتن و گفتن بسیاربی حد دشوار است واقعامولا علی علیه السلام مشقتی است برای نویسنده یا گوینده ای که می خواهددرموردشخصیت بی همتای ابرمردهمه ابعاد تاریخ سخن بگوید پس من نیز درآن حد نیستم که بخواهم چیزی بنویسم لکن نتیجه گرفتم چه بهتر که بزرگی وافضیلت مولاراباسخن خود مولاعلی علیه السلام بیان کنم: قسمتی از(خطبه قاصعه) من در خردسالی بزرگان عرب رابه خاک افکندم.شجاعان دو قبیله معروف "ربیعه"و"مضر"رادرهم شکستم حتما موقعت مرانسبت به رسول خدا صلی الله علیکم و آله درخویشاوندی نزدیک ودرمقام منزلت ویژه می دانید،درحالی که کودک بودم مرادرآغوش خود می گرفت و بوی پاکیزه اورااستشمام می کردم و گاهی غذایی را لقمه لقمه در دهانم می گذاشت هرگز دروغی درگفتار من و اشتباهی در کردارم نیافت.از همان لحظه ای که پیامبر را از شیر گرفتندخداوند بزرگترین فرشته خودرا مامور تربیت پیامبر صلی الله علیکم و آله کردندتاشب و روز اورابه راه های بزرگواری،راستی و اخلاق نیکو راهنمایی کندومن همواره با پیامبرصلی الله علیکم و آله بودم چونان فرزند که همواره با مادر است.پیامبرصلی الله علیکم و آله هر روز نشانه ای تازه از اخلاق نیکو را برایم آشکارمی فرمودو به منفرمان می دادکه به او اقتدا نمایم.پیامبرصلی الله علیکم و آله چندماه ازسال رادرغار حرامی گذراند،تنها من اورامشاهده می کردم وکسی جزمن اورا نمی دید در آن روزهادرهیچ خانه ای اسلام راه نیافت جز خانه رسول خداصلی الله علیکم و آله که خدیجه هم در آن بود ومن سومین آنها بودم من نور وحی و رسالت رامی دیدم و بوی نبوت را می بوییدم من هنگامی که وحی بر پیامبر صلی الله علیکم و آله فرود می آمد ناله شیطان را شنیدم گفتم :ای رسول خدا صلی الله علیکم و آله این ناله کیست؟گفت شیطان است که از پرستش خویش مایوس گردید و فرمود ""علی تو آنچه رامن می شنوم،می شنوی وآنچه را که من می بینم،می بینی جز اینکه تو پیامبر نیستی بلکه وزیر من بوده و به راه خیر می روی"" در آن نفس که بمیرم د رآرزوی تو باشم بدان امیدجان دهم که خاک کوی تو باشم
نويسنده:سیدمحمدرضاحقیقت |
دوشنبه پانزدهم تیر 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|